مراکز داده قربانی پنهان قطعی برق هزینه اختلال در اقتصاد دیجیتال
به گزارش تجهیزات جانبی، برق خیلی از مراکز داده در طول هفته و برای چند ساعت قطع می شود و هر بار سیستم های UPS، باتری ها، ATS و دیزل ژنراتورها باید در کسری از ثانیه فرایند انتقال بار را انجام دهند.
به گزارش تجهیزات جانبی به نقل از مهر؛ رشد اقتصاد دیجیتال، مراکز داده را از زیرساخت فنی به یکی از ارکان حیاتی اقتصاد، حکمرانی و عرضه خدمات عمومی مبدل کرده است. سیستم های بانکی، خدمات دولت الکترونیکی، پیام رسان ها، فروشگاه های اینترنتی، خدمات ابری و بخش قابل توجهی از زیرساخت های ارتباطی کشور، همگی به عملکرد پایدار مراکز داده وابسته هستند. در چنین شرایطی، مساله ناترازی برق دیگر صرفا چالشی برای صنایع انرژی بر یا خطوط تولید نیست، بلکه به یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده پایداری زیرساخت دیجیتال کشور تبدیل گشته است. اختلال در تأمین برق مراکز داده، تنها به خاموش شدن چند سرور محدود نمی گردد، بلکه می تواند زنجیره ای از خدمات حیاتی را هم زمان تحت تاثیر قرار دهد و آثار آنرا میلیونها کاربر، کسب وکار و دستگاه اجرایی به شکل مستقیم تجربه کنند.
نکته مهم آن است که بحران امروز صنعت مراکز داده از خود خاموشی آغاز نمی گردد. فلسفه طراحی دیتاسنترهای استاندارد بر اساس مواجهه با قطع برق شکل گرفته و تجهیزات پشتیبان همچون «UPS»، باتری ها، سیستم های انتقال خودکار برق و دیزل ژنراتورها دقیقا برای مدیریت شرایط اضطراری پیشبینی شده اند. آنچه امروز این زیرساخت را در معرض تهدید قرار داده، تبدیل شدن وضعیت اضطراری قطع برق به بخشی از فرایند عادی بهره برداری است. استمرار خاموشی های برنامه ریزی شده باعث شده تجهیزاتی که باید تنها در وضعیت استثنایی وارد مدار شوند، به شکل روزانه و مستمر مورد استفاده قرار گیرند و همین تغییر ماهیت، نقطه آغاز فرسایش زیرساخت دیجیتال کشور است.
خاموشی و چالش فرسایش تدریجی زیرساخت
برداشت رایج آن است که وجود تجهیزات برق اضطراری، مراکز داده را در مقابل ناترازی برق مصون می کند. تجربه عملی صنعت نشان میدهد این برداشت تنها زمانی معتبر است که قطعی برق یک رخداد استثنایی باشد. در وضعیت کنونی، برق خیلی از مراکز داده در طول هفته و برای چند ساعت قطع می شود و هر بار سیستم های «UPS»، باتری ها، «ATS» و دیزل ژنراتورها باید در کسری از ثانیه فرایند انتقال بار را انجام دهند. باآنکه این فرایند از منظر فنی طراحی شده است اما تکرار مستمر آن، نرخ استهلاک تجهیزات را بشکل محسوسی بالا می برد، هزینه های تعمیر و نگهداری را بالا می برد و احتمال بروز خطا در لحظه سوئیچینگ را زیاد می کند. مدیران مراکز داده تاکید می کنند که دیتاسنترها از وقوع خاموشی هراس ندارند، بلکه از تکرار خاموشی و دائمی شدن استفاده از تجهیزات اضطراری صدمه می بینند.
این تغییر الگوی بهره برداری، پیامد دیگری هم دارد. تجهیزات اضطراری دارای عمر طراحی مشخصی هستند و هر سیکل کاری بخشی از ظرفیت عملیاتی آنها را مستهلک می کند. درنتیجه، هرچه دفعات خاموشی افزایش یابد، احتمال از کار افتادن آخرین لایه دفاعی دیتاسنتر هم بیشتر خواهد شد. چنین وضعیتی به معنای افزایش احتمال بروز خاموشی کامل سرویس در شرایطیست که زیرساخت اصلی هم قادر به تأمین برق نیست.
آسیب خاموشی از اتاق برق فراتر می رود
پایداری یک دیتاسنتر تنها به روشن بودن سرورها وابسته نیست. سیستم های سرمایشی، تجهیزات شبکه، سیستم های ذخیره سازی، تجهیزات امنیت فیزیکی، سیستم های اعلام و اطفای حریق و تجهیزات کنترل محیطی همگی نیازمند برق پایدار هستند. در زمان قطع برق، حتی اگر ژنراتور در مدت کوتاهی وارد مدار شود، فاصله زمانی میان خروج برق شهری و ورود برق اضطراری باعث توقف کوتاه سیستم های سرمایشی می شود. همین وقفه چند ده ثانیه ای یا یک دقیقه ای می تواند دمای سالن های سرور را افزایش دهد و عملکرد تجهیزات حساس را مختل کند در تعدادی موارد هم تجهیزات بعد از بازگشت برق به مدار عملیاتی بازنمی گردند و همین مساله کیفیت سرویسهای دیجیتال و حتی کیفیت ارتباطات اینترنتی را تحت تاثیر قرار می دهد.
از منظر مهندسی مراکز داده، برق مصرفی صرفا برای تغذیه سرورها نیست. سیستم های خنک کننده، تجهیزات انتقال داده، تجهیزات امنیتی، کنترل دسترسی، تجهیزات ذخیره سازی و سیستم های پشتیبان همگی بخشی از بار الکتریکی دیتاسنتر را می سازند. ازاین رو هر اختلال در تأمین برق، به سرعت به سایر اجزای زیرساخت سرایت می کند و احتمال ایجاد اختلال زنجیره ای را زیاد می کند.
اقتصاد دیجیتال، قربانی پنهان ناترازی انرژی
تداوم خاموشی ها تنها هزینه انرژی را افزایش نداده، بلکه ساختار اقتصادی مراکز داده را هم دستخوش تغییر یافته است. بر مبنای اظهارات مدیران صنعت، مصرف نفت گاز ژنراتورها بشکل قابل توجهی بالا رفته و هزینه تأمین سوخت نسبت به سال قبل بیشتر از ۲۰۰ درصد رشد کرده است. با این حال، سهمیه های تخصیصی پاسخگوی نیاز حقیقی مراکز داده نیست و خیلی از اپراتورها ناچار به خرید سوخت از بازار آزاد با قیمت های چندبرابری شده اند. این وضعیت، علاوه بر رشد هزینه عملیاتی، ریسک دیگری هم به وجود می آورد. کیفیت نامناسب سوخت می تواند به موتور ژنراتورها، سامانه سوخت رسانی و فیلترها صدمه وارد کند و قابلیت اطمینان آخرین لایه پشتیبان دیتاسنتر را کم کند.
هم زمان، محدودیت های ناشی از تحریم، دشواری تأمین قطعات یدکی، کاهش دسترسی به تجهیزات تخصصی و فرسودگی تدریجی زیرساخت ها، فرایند تعمیر و نوسازی تجهیزات را هم پیچیده تر کرده است. در چنین شرایطی، هر خاموشی تنها یک وقفه موقت در ارایه خدمت نیست، بلکه بخشی از عمر سرمایه های زیرساختی کشور را مصرف می کند و هزینه عرضه خدمات دیجیتال را به شکل مستمر می افزاید.
فاصله استانداردهای جهانی با حقیقت بهره برداری در ایران
در استانداردهای بین المللی شاخص هایی مانند افزونگی تجهیزات، قابلیت نگهداری بدون توقف سرویس و سطح دسترس پذیری سالانه برای مراکز داده تعریف شده اند. بر همین اساس، مراکز داده سطح سه با دسترس پذیری حدود ۹۹.۹۸ درصد و مراکز سطح چهار با دسترس پذیری حدود ۹۹.۹۹۵ درصد طراحی می شوند. با این وجود، این استانداردها بر یک پیش فرض اساسی استوار هستند و آن وجود شبکه برق پایدار، دسترسی مطمئن به سوخت، امکان سرویس منظم تجهیزات و محدود بودن شرایط اضطراری است.
هنگامی که خاموشی به بخشی از وضعیت عادی شبکه برق تبدیل گردد، خیلی از مفروضات این استانداردها عملا اعتبار خویش را از دست می دهند و تجهیزات اضطراری مجبور می شوند وظایفی فراتر از ظرفیت طراحی شده خود بر عهده بگیرند. از همین رو، مقایسه صرف سطح استاندارد مراکز داده ایران با نمونه های بین المللی بدون توجه به کیفیت زیرساخت انرژی، تصویر دقیقی از وضعیت حقیقی عرضه نمی نماید. مساله اصلی، فاصله فناوری نیست، بلکه تفاوت شرایط بهره برداری شمرده می شود.
تغییر نگاه از مصرف کننده برق به زیرساخت حیاتی
راهکارهای عنوان شده از جانب فعالین صنعت نشان میدهد حل مساله تنها با افزایش تعداد ژنراتورها یا ظرفیت «UPS» امکان ندارد. قدم نخست، به رسمیت شناختن مراکز داده بعنوان زیرساخت حیاتی کشور در سیاستگذاری انرژی است تا در برنامه های مدیریت بار، تأمین برق پایدار و تخصیص سوخت اضطراری جایگاه مستقلی داشته باشند. تحقق این هدف نیازمند هماهنگی میان وزارت نیرو، وزارت ارتباطات و توانیر است تا تفاهم های موجود از سطح سیاست به مرحله اجرا منتقل شوند.
در کنار این اقدام، توسعه برق اختصاصی برای مراکز داده، سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر، توسعه شبکه های هوشمند برق، به کارگیری سیستم های پیشرفته پایش مصرف انرژی، طراحی معماری های ابری مقاوم در مقابل اختلال، توزیع جغرافیایی بار پردازشی، استقرار مراکز داده بر مبنای معیارهای دسترسی پایدار به انرژی و اجرای برنامه های منظم آزمون تجهیزات پشتیبان، از مهم ترین اقداماتی هستند که می توانند تاب آوری زیرساخت دیجیتال کشور را بالا برند.
جمع بندی
در نهایت، می توان چنین نتیجه گرفت که ناترازی برق، مراکز داده را با بحرانی مواجه کرده که ماهیتی متفاوت از خاموشی های مقطعی گذشته دارد. مساله امروز، فقدان تجهیزات اضطراری نیست، بلکه استفاده دائمی از تجهیزاتی به است که برای شرایط بحرانی طراحی شده اند. ادامه این روند، بتدریج قابلیت اطمینان زیرساخت های دیجیتال را می کاهد، هزینه عرضه خدمات را زیاد می کند و ریسک اختلال در زنجیره ای از خدمات حیاتی کشور را بالا می برد. از این منظر، تأمین برق پایدار برای مراکز داده صرفا یک مطالبه صنفی یا فنی نیست، بلکه بخشی از الزامات امنیت اقتصادی، تاب آوری ملی و حکمرانی دیجیتال کشور به حساب می آید.
به طور خلاصه، اگرچه این فرآیند از نظر فنی طراحی شده است اما تکرار مستمر آن، نرخ استهلاک تجهیزات را بشکل محسوسی بالا می برد، هزینه های تعمیر و نگهداری را بالا می برد و احتمال بروز خطا در لحظه سوئیچینگ را زیاد می کند. بر همین اساس، مراکز داده سطح سه با دسترس پذیری حدود ۹۹.۹۸ درصد و مراکز سطح چهار با دسترس پذیری حدود ۹۹.۹۹۵ درصد طراحی می شوند. با این حال، این استانداردها بر یک پیش فرض اساسی استوار هستند و آن وجود شبکه برق پایدار، دسترسی مطمئن به سوخت، امکان سرویس منظم تجهیزات و محدود بودن شرایط اضطراری است. هنگامی که خاموشی به قسمتی از وضعیت عادی شبکه برق تبدیل گردد، بسیاری از مفروضات این استانداردها عملاً اعتبار خویش را از دست می دهند و تجهیزات اضطراری مجبور می شوند وظایفی فراتر از ظرفیت طراحی شده خود بر عهده بگیرند.
منبع: تجهیزات جانبی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب